کوروش کبیر

اهورا مزدا ، اين سرزمين را ، اين مرز و بوم را ، از كينه ، از دشمن ، از دروغ ، از خشكسالي حفظ كند.

کورش اسطوره تاریخ


+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

پرونده:KyrosCeremonies.jpg

همواره نگهبان کیش یزدان باش، اما هیچ قومی را وادار مکن که از کیش تو پیروی کند و پیوسته به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیش که میل دارد پیروی کند.
***
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت ومومیایی به خاک سپارند
تـا تـکــه تـکــه ی بـدنـم قـسـمـتـی از خـاک ایـران شــود
***
منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَد...، شاه چهار گوشه ی جهان
***
ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد 
***
من برای صلح کوشیدم
***
من برده داری را بر انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. 
***
فرمان دادم که همه ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند 
***
فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. 
***

"منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند،
شاه بابـِل، شاه سومر ، شاه چهار گوشه ی جهان
"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

زبس که چشم تو مردم فریب ومحتال است / هزار چشم چو چشم منش بدنبال است
بغــــیر وصـــل توام نیست آرزوئی لیک / مرا همیشه فلک برخلاف آمــال است
   
کجــــا  بدامن  وصـــل تو دسترس دارد / کسی که چو من بیچاره تیره اقبال است
زعزم خویش بجـــان تو منصرف نشوم / اگر چه در ره عشقت هزار اشکال است
قدم گــذار ببازار حسن خویش و ببین / برای قیمت یک بوسه ات چه جنجال است
برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی / که در نظام طبیعت ضعیف پامال است
نگــــر بدفتر کـــــردار مردمان بزرگ / که عـــز و جــــاه نصیب رجـال فعال است
گذشت دوره سلطان حسین و دلشادم / که روزگار بعکس مرام جهــــال است
بدرد  گلشن بیدل کجا رسی زیرا / زبان ناطقه در شـــــرح هجر تو لال است

"علی اکبر گلشن معروف به گلشن آزادی "

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

دستهای چرک
دستهای تیره و تباه
دستهای سیلی و ستم
دستهای مثل شب سیاه
*
آن طرف گرفته روی ماه !

سهیل محمودی
دوم آبان 1392

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1392ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

بنا به گفته گزنفون، تاريخنگار يوناني، موقعي که کوروش بزرگ فرمانده‌ي  ارتش پارس را به عهده گرفت، دسته‌ي  اصلي ارتش ، پياده بود که بيشتر براي رزم از دور بار آمده و به تير و کمان و زوبين و فلاخن مسلح بود. کوروش براي ايجاد و تقويت روح جنگاوري، به سي هزار نفر از سربازان پارسي که مطابق اصول تربيت کشور پارس داراي خصايل سپاهيگري برجست‌هايي بودند، دستور دادند اسلحه خودشان را به نيزه و شمشير تبديل كنند و به مبارزه از نزديک و رزم تن به تن خو بگيرند.

آن دسته را «پيادگان سنگين اسلحه» مي خواندند و سلاح اصلي ايشان عبارت از يک نيزه بلند، يک شمشير يا تبرزين بود که با دست راست به کار مي بردند و يک سپر کوچک که از ترکه‌ي  محکم بافته شده بود و در دست چپ ميگرفتند و به سينه خود هم جوشن ميبستند. ساير افراد پياده به تير وکمان يا فلاخن و زوبين مسلح بودند که در ميدان رزم به عنوان دسته ‌هاي امدادي به کار ميرفتند.

آنگونه كه از تصاوير و يافته‌‌هاي باستان شناسي بر ميآيد، ابزار جنگي اين دسته از سپاهيان هخامنشي عبارت بود از: نيزه و تير، سپر‌هاي كوچك و هلالي بافته شده از ني، سپر‌هاي بيضي شكل داراي يك برآمدگي فلزي در وسط به نام گل سپر كه معمولا تصاوير زيبايي بر آن نقش شد‌هاند، سپر‌هاي بزرگ و مستطيلي، دشنه‌‌هاي ايراني كه دسته آن‌ها طبق عادت معمول ايرانيان به صورت سر يك جانور ساخته ميشد، دشنه اي كوتاه به نام «اكيناكه» كه به كمر مي آويختند، چاقو‌هايي كه دسته آن‌ها به شكل حيوانه‌ايي مانند شير، گاو و بزكوهي ساخته شده بود و كمان كه مشخصه قوميت ايراني بود، به همراه كمان داني كه خاص ايرانيان بود.

سواره نظام

بنا به گفته گزنفون، کوروش در مدت اقامت در دربار ماد و در نخستين برخورد با سواره‌اي ليدي در نبرد « پتريوم » تشخيص داد که سواران پارس نسبت به سواره‌اي مادي و به خصوص سوار نظام معروف ليدي خيلي ضعيفاند، به همين جهت تعداد سوارهاي پارسي را از دو هزار نفر به ده هزار نفر رسانيد و براي تشويق و ترغيب جوانان به سواري و سوارکاري، مقرر داشت هر کسي که از دولت اسب مي گيرد بايد هميشه سواره حرکت کند و به مرکب خود مأنوس و علاقمند بشود و در حسن نگاهداري آن از جان و دل بکوشد و براي سوارکاران خوب امتيازها و جوايزي قائل گرديد که در مسابقه ها به آنان اعطاء ميشد.

ارابه هاي داسدار

يكي از اختراعات تازه ايرانيان در عصر پرتحرك سده پنجم پيش از ميلاد اختراع «ارابه داس دار» بود. اين ارابه از هر طرف نيزه و شمشيرهاي تهديدكننده و در مركز چرخها كارد‌هاي داس مانندي داشت كه نوك بعضي به طرف پايين و برخي ديگر به طرف بالا خميده بود

اين كارد‌ها هر چيزي را كه بر سر راه اسب‌هاي در حال تاخت قرار ميگرفت،تكه تكه ميكرد. در حقيقت ايرانيان پيروزي‌‌هاي خود را تا پايان سده چهارم پيش از ميلاد مديون اين اختراع اند.

بنا به روايت گزنفون تا زمان کورش بزرگ ارابه ‌هاي جنگي معمول آن دوره را مطابق مرسوم «تروايي‌ها» ميساختند و به کار ميانداختند و اين نوع ارابه‌‌ها بين مادي‌ها و آشوري‌ها و ساير ملت‌هاي آسيايي معمول شده بود. کورش در ضمن آزمايش آن‌ها دستور داد ارابه ‌هاي جديدي بسازند که براي جنگ مناسبتر باشد. چرخ‌هاي آن ارابه‌‌ها را محکم تر و محور آن‌ها را درازتر از ارابه‌‌هاي قديمي گرفتند تا از خطر خرد شدن چرخ‌ها و واژگون شدن ارابه‌‌ها بهتر جلوگيري شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1392ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 


تصویری را که مشاهده می‌‌کنید کوروشِ بزرگ (بنیان‌گذار و نخستین شاهِ هخامنشی بود که در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت می‌کرد)، یکی‌ از چهار حاکمِ برجستهٔ تاریخِ دنیا نام دارد و یک نقشِ مرکّبی است از نقّاش و طراّحِ بزرگِ هلندی به نامِ مارتِن دِ وُس (Marten de Vos) که آنرا در سالِ ۱۵۹۰ میلادی کشیده است.

از این طرحِ بسیار زیبا در موزه مِتروپولیتنِ نیویورک (The Metropolitan Museum of Art, New York) نگهداری می‌‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1392ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

کوروش بزرگ یا کوروش کبیر معروف به کوروش دوم نخستین پادشاه و بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش بمدت سی سال، از سال ۵2۹ تا سال ۵5۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد.بخاطر بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراطوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون و گسترش تمدن، شناخته شده‌است.ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را، به منزله مسیح پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند. میراث جهانی یونسکو : مجموعه‌ای از آثار باستانی برجای ‌مانده از دوران هخامنشی است که در ۱۳۵ کیلومتری شمال شیراز در منطقهٔ پاسارگاد استان فارس واقع شده‌است. این مجموعه دربرگیرندهٔ ساختمانهایی چون کاخ دروازه، پل، کاخ بار عام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آب‌نماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، استحکامات دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، آرامگاه کوروش بزرگ، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است. این مجموعه، پنجمین مجموعهٔ ثبت‌شده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که طی جلسه یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد به علت دارا بودن شاخص‌های فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید. هر اثر که در فهرست جهانی یونسکو جای می‌گیرد:طبق کنوانسیون میراث طبیعی و تاریخی باید از سوی کشور نگهدارندهٔ اثر مورد توجه ویژه قرار گیرد و انجام هرگونه اقدامی در به خطر افتادن آن ممنوع است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

رتبه نام امپراتوری سال وسعت
۱ هخامنشیان ۴۸۰ پیش از میلاد ۸٬۰ میلیون کیلومتر مربع
۲ دودمان هان ۱۰۰ پیش از میلاد ۶٬۵ میلیون کیلومتر مربع
۳ امپراتوری روم ۱۱۷ بعد از میلاد ۶٬۴ میلیون کیلومتر مربع
۴ امپراتوری اسکندر ۳۲۳ پیش از میلاد ۵٬۳ میلیون کیلومتر مربع
۵ سلسله مائوریا (هند) ۲۵۰ پیش از میلاد ۵٬۰ میلیون کیلومتر مربع
۶ دودمان جین (چین) ۱۰ بعد از میلاد ۴٬۷ میلیون کیلومتر مربع
۷ دودمان هیونگ ۱۷۶ پیش از میلاد ۴٬۱ میلیون کیلومتر مربع
۸ دودمان هونیک ۴۴۱ بعد از میلاد ۴٬۰ میلیون کیلومتر مربع
۹ شاهنشاهی هیاطله ۴۹۰ بعد از میلاد ۴٬۰ میلیون کیلومتر مربع
۱۰ خاقانات روران ۴۰۵ بعد از میلاد ۴٬۰ میلیون کیلومتر مربع

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 


مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی ( ۳.۱۴ ) را دو هزار و پانصد سال پیش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه های سنگی و ستون های مجموعه تخت جمشید كه دارای اشكال مخروطی است، از این عدد استفاده می كردند.

عدد پی( ۳.۱۴)در علم ریاضیات از مجموعه اعداد طبیعی محسوب می شود. این عدد از تقسیم محیط دایره بر قطر آن به دست می آید. كشف عدد پی جزو مهمترین كشفیات در ریاضیات است. كارشناسان ریاضی هنوز نتوانسته اند زمان مشخصی برای شروع استفاده از این عدد پیش بینی كنند. عده زیادی، مصریان و برخی دیگر، یونانیان باستان را كاشفان این عدد می دانستند اما بررسی های جدید نشان می دهد هخامنشیان هم با این عدد آشنا بودند.

«عبدالعظیم شاه كرمی» متخصص سازه و ژئوفیزیك و مسئول بررسی های مهندسی در مجموعه تخت جمشید در این باره،‌ گفت: «بررسی های كارشناسی كه روی سازه های تخت جمشید به ویژه روی ستون های تخت جمشید و اشكال مخروطی انجام گرفته؛ نشان می دهد كه هخامنشیان دو هزار و پانصد سال پیش از دانشمندان ریاضی دان استفاده می كردند كه به خوبی با ریاضیات محض و مهندسی آشنا بودند. آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد پی را شناسایی كرده بودند.»

دقت و ظرافت در ساخت ستون های دایره ای تخت جمشید نشان می دهد كه مهندسان این سازه عدد پی را تا چندین رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمی در این باره گفت: «مهندسان هخامنشی ابتدا مقاطع دایره ای را به چندین بخش مساوی تقسیم می كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسیم شده، هلالی معكوس را رسم می كردند. این كار آنها را قادر می ساخت كه مقاطع بسیار دقیق ستون های دایره ای را به دست بیاورند. محاسبات اخیر، مهندسان سازه تخت جمشید را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها،‌ فشاری كه باید ستون ها تحمل كنند و توزیع تنش در مقاطع ستون ها یاری می كرد. این مهندسان برای به دست آوردن مقاطع دقیق ستون ها مجبور بودند عدد پی را تا چند رقم اعشار محاسبه كنند.»

هم اكنون دانشمندان در بزرگ ترین مراكز علمی و مهندسی جهان چون «ناسا» برای ساخت فضاپیماها و استفاده از اشكال مخروطی توانسته اند عدد پی را تا چند صد رقم اعشار حساب كنند. بر اساس متون تاریخ و ریاضیات نخستین كسی كه توانست به طور دقیق عدد پی را محاسبه كند، «غیاث الدین محمد كاشانی» بود. این دانشمند ایرانی عدد پی را تا چند رقم اعشاری محاسبه كرد. پس از او دانشمندانی چون پاسكال به محاسبه دقیق تر این عدد پرداختند. هم اكنون دانشمندان با استفاده از رایانه های بسیار پیشرفته به محاسبه این عدد می پردازند.

شاه كرمی با اشاره به این موضوع كه در بخش های مختلف سازه تخت جمشید، مقاطع مخروطی شامل دایره، بیضی، و سهمی دیده می شود، گفت: «به دست آوردن مساحت، محیط و ساخت سازه هایی با این اشكال هندسی بدون شناسایی راز عدد پی و طرز استفاده از آن غیرممكن است.»

داریوش هخامنشی بنیان گذار تخت جمشید در سال 521 پیش از میلاد دستور ساخت تخت جمشید را می دهد و تا سال 486 بسیاری از بناهای تخت جمشید را طرح ریزی یا بنیان گذاری می كند. این مجموعه باستانی شامل حصارها، كاخ ها،‌ بخش های خدماتی و مسكونی، نظام های مختلف آبرسانی و بخش های مختلف دیگری است.

مجموعه تخت جمشید مهمترین پایتخت مقاومت هخامنشی در استان فارس و در نزدیكی شهر شیراز جای گرفته است.
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1392ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

یوریا باف گرچه بافنده است، نبرندش به کارگاه حریر.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

«من از عقرب نمی‌ترسم، ولی از نیش می‌ترسم! // از آن گرگی که می‌پوشد لباس میش می‌ترسم!»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

نردبان ناکسان گردیدن از ناپختگی است ---- دست بر بامند و با پا نردبان را بفکنند
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

سیر؛ نماد اهورا مزدا.. سبزه؛ نمادِ فرشته اردیبهشت و نماد آبهای پاک.. سیب؛ نماد ِ فرشته سپندار مذ، فرشته زن، نماد برادری و پرستاری.. سنجد؛ نماد ِ فرشته خرداد و نماد دلبستگی.. سرکه؛ نماد فرشته امرداد و نمادِ جاودانگی.. سمنو؛ نماد ِ فرشته شهریور .. سماغ؛ نمادِ فرشته بهمن و نماد باران است.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

The Cyrus Cylinder

برای نخستین بار در تاریخ منشور کوروش بزرگ به آمریکا سفر خواهد کرد و در موزه های ۵ شهر عمده آمریکا به نمایش گذاشته خواهد شد. از نهم مارس ۲۰۱۳ (۱۹ اسفند ۱۳۹۱) تا دوم دسامبر ۲۰۱۳ در موزه های شهرهای واشنگتن، هوستون، نیویورک، سانفرانسیسکو، لس آنجلس. منشور کوروش بزرگ از زمان کشف در ۱۸۷۹ تاکنون در موزه بریتانیا در لندن نگهداری می شود.

http://www.britishmuseum.org/about_us/news_and_press/press_releases/2012/cyrus_cylinder_travels_to_us.aspx

http://worldculturalheritagevoices.org/?p=885


+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

صمد ابراهیمی وکیل قلعه نویی ، از پهلوانی کریمی پرده برداری کرد

وقتی کریمی پولی برای بنزین زدن نداشت
صمدابراهیمی که دوست کریمی و وکیل قلعه نویی است دیروز از یک کمک ویژه کریمی به یک پیرزن و پیرمرد پرده برداشت . اتفاقی که کریمی از شنیدنش خوشحال نمی شودو از کمک میلیونی شماره 8 به یک خوانده فقیر خبر می دهد.

ترمز زد. پیاده شد و سریع به سمت پیاده رو دوید. پیرزن را از روی زمین بلند کرد. تصور کردم او را می شناسد. اما نه.زمین خوردنش را دیده بود. مثل من که همراهش بودم و مانند همه عابران آن پیاده رو آمیخته با جغرافیای مشابه کوفه. گفت « مادر پیر شی. بذار اینجا نفسی چاق کنم.» کیسه داروهایش را برانداز کرد. خدا را شکر آمپولش نشکسته بود.. دستش را گرفت و به سمت ماشین آورد. او را نشاند روی صندلی عقب ماشین و آدرسش را پرسید. پیرزن سر درد دلش باز شد. علی را نمی شناخت اما نشانی بنده های خدا سر راست است.یک شبهت و یکسان بوددن آسمانی. دلها پل می زنند به همدیگر. او را تا منزلش رساندیم. تا آنجایی که مرد خانه روی آن تشک کهنه دراز کشیده بود با درد کهنه ترش. من آمدم بیرون. پیرزن ،قصه بیماری و تنهایی همسرش را تا روی چارچوب درب آن حیاط پر از فقر جنوب شهر روایت کرده بود. علی با چشمانی پر از بغض کنارم نشست. حرفی نزد. حرفی نزدم.وارد پمپ بنزین که شدیم و بنزین که زد پرسید « داداش کارتخوان دارید؟» کارگر پمپ بنزین که تازه باور کرده بود او کیست گفت« داریم اما خرابه . قابل نداره آقای کریمی» به من گفت پول همراهته؟ گفتم آره. دادم و بغضم گرفت…همین دوساعت پیش….همان بانک….باجه داری که استقلالی بود و کری خواند و خندید…..4میلیون و 700هزاری که تراول گرفت و گذاشت کنج جیبش…حالا چرا پولها نبود؟…. پیرزن امشب تا قیامت دعایت می کند اسطوره

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

از: عقيلي محمودي بختياري

  استاد مؤسسه عالي علوم ارتباطات اجتماعي

يكي از شيرين‌ترين و در عين حال گمراه‌كننده‌ترين بحثهاي تاريخي و سياسي و جغرافيايي و ديني ، جابجا شدن نام جاها و شهرها و جهت جغرافيائي است. اين جابجا شدن نامها به غير از همنام بودن شهرها و جاهاست. زيرا ، شهرها و ديه‌ها و ناحيه‌هاي همنام بيشتر بر اثر كوچ‌كردن مردم از جايي‌به‌جايي و از كشوري به كشوري است ، كه نام شهر و ديار كهن خود را به جاي نوين مي‌گذاردند. چنانكه ايرانيان دريانورد و ماجراجو ، يا رنج‌ديده و رانده ، به هرجاي گيتي كه كوچ مي‌كردند نام شهر يا ناحيه خود را بر آن سرزمين مي‌گذاشتند. مانند جايگزيني فارسيان به ويژه شيرازيان در كرانه‌هاي افريقا كه آنجا را خود زنگبار ، يعني ساحل سياه ناميدند و شهري را كه براي جايگزيني خود ساختند شيراز نام گذاشتند ( چند سال پيش پيرامون آنها در روزنامه‌ها مطالبي نوشته شد ). از آن گذشته ، شباهت بسيار برخي از نامهاي جاها و شهرها دلالت بر كوچ مردمي از نقطه‌يي به نقطه‌يي ديگر مي‌كند يا نشان نفوذ و رخنه آئين و فكر ملتي در ملتي ديگر است. مانند « ميلان » در « آذربايجان » و « ميلان » در ايتاليا « پاريس » در فرانسه و « پاريز » در كرمان و نيز خود واژه « كرمان » با « گرمان » يعني سرزمين « ژرمن » يا آلمان و صدها نام ديگز از اينگونه كه همه نشان‌دهنده نفوذ فرهنگ يا آيين ملتي در ملتي يا حركت مردمي از سرزميني به سرزمين ديگري است. اما اگر بخواهيم بدانيم اين نامها از كجا به كجا رفته‌اند ، بايد پيشينه ملتها و كشورها را وارسي و بررسي كنيم.  اگر چنين بررسي‌يي از روي ژرف‌بيني و بي‌غرضي انجام گيرد ، سرزمين « خُنيرس » Khonairas كه دل گيتي و مركز جهان‌آباد و شناخته‌ي روزگار قديم بود سرچشمه اينگونه كوچها و آيينها شناخته مي‌شود. ( اين خود بحثي جداگانه است ) اما در خود ايران نيز اين دگرگونيها و جابجاشدن نامها رخ داده كه بيشتر جنبه ديني و گاهي سياسي داشته است. چنانكه واژه‌هاي خاور و باختر چندين‌بار جاي خود را عوض كردند تا سرانجام امروز خاور كه در اصل به معني مغرب است به مشرق معروف گشته است و باختر كه شمال‌شرقي و مشرق بوده‌است به جاي مغرب بكار مي‌رود ( نكته جالب اينكه شناخت مشرق و مغرب نسبت به جا و محل سكونت تاريخ‌نويس تعيين مي‌شده‌است. چنانكه سرزمين بختياري و انشان يا انزان براي نويسندگان يوناني ، مشرق بوده‌است زيرا آخرين حدي كه تا آنجا از مشرق زمين آگاهي داشته و يا رفته بودند همين بخش مركزي ايران بود ) 1 و همچنين خراسان كه به معني ( خورآيان ) 2 و مشرق است به صورت نام ويژه در آمده است. اما يكي از جابجاشدن نام محل‌ها كه بسيار شگفت‌انگيز است نام « مازندران » است كه امروز به طور مطلق به بخشي از شمال ايران يعني طبرستان گفته مي‌شود و حال آنكه محل اصلي مازندران سرزمين يمن است ......
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

ما گرسنه ایم،حسنک کجایی؟
ما به اشتباه سال هاست ،علف های پر پشت را تجسم کردیم؛
ولی همیشه ،حسنک در اوهام علف است.
ما داریم دق مرگ می شویم..
اینجاکم کم دارد زندگی همان مرگ می شود.
انگار عده ایی از ادم های این جامعه؛
دیوانه، دیوانگی اند.
سال هاست خیلی ها دارند روان پریشی را تجربه می کنند.
همیشه خدا باید تن وروحمان بلرزد.
نمی دانیم چه هیزم تری به حسنک، فروخته ایم.
اینجا داریم برای مجاس ترحیم، برنامه ریزی می کنیم.
و هر ماه، بایستی اجاره زیست بپردازیم؛
وگرنه جل وپلاس حیاتمان بر باد است.
وکمتر کسی را می بینی که واقعا زندگی کند.
اجل دارد، همه را حضور وغیاب می کند.
سایه روشن های افراد خیلی نا متعادل است.
ماری زخم خورده در تقدیر ما ،دارد می رقصد.
وقتی نمایشنامه عده ایی جنگ، نعمت خوبی ایست باشد،
سرنوشت من وتو افغانستانی، دو باره است.
عده ایی دارند روی ارمان های کاذب خود قدم می زنند؛
وهزینه انرابایستی ما بپردازیم
ما داریم می میریم،‌حسنک کجایی؟/!!
ایا کسی هست یک بشکه نفت از ما بخرد
و دانه های گندم وجو به ما بدهد.
دیگرکاری از دست حسنک هم،بر نمی اید.
ما دق مرگ شده ایم.
..شمیسا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 


 تقریبا همه ی ما نام "فروهر" به گوشمان خورده، حتی خیلی از ما نشان "فروهر" را به گردن انداخته، از تندیس و یا تصویر آن در منزل یا محل کار خود استفاده میکنیم، اما اطلاعات زیادی درباره ی تاریخچه ی آن نداشته و حتی نمیدانیم این نشان، نمادِ چیست. فقط همین اندازه میدانیم که این نشان، یک نشان ملی است، و متعلق به ایران باستان و آریاییان است.


 چکیده ی تاریخچه ی فروهر


"فـُروهـَر" یا "فـَروَهـَر" و یا نام اصلیِ آن "فـَرَه وَهَر" (Farahvahar) در اصل نام آریاییِ "روح" در زبان عربی است. بیش از چهار هزار و پانصد سال پیش، زمانی که تقریبا تمام اقوام کره ی زمین سرگرم بت پرستی بودند و تمام وجود انسان را فقط و فقط همین کالبد خاکی و فانی میدانستند، درست در همین زمان، آریاییانِ باستان اعتقاد داشتند انسان غیر از کالبد خاکی دارای روح بوده و پس از مرگ، این روح از بدن فانی جدا شده و به جای دیگری رفته و به زندگی اش ادامه میدهد، آریاییان این منزلگاهِ پس از مرگِ روح را  "اَختران"  می نامیدند. نامی که آریایی ها برای آنچه که ما امروز بدان روح میگوییم انتخاب کرده بودند "فَرَه وَهَر" بود، و قدمت ساخت نشان "فره وهر" به بیش از چهارهزار سال پیش بازمیگردد. و جالب اینجاست که اعتقاد آریاییان به وجود "فره وهر" (روح) به پيش از زايش زرتشت بزرگوار باز ميگردد، و این خود جای بس افتخار است. سنگ نگاره هاي شاهنشاهان هخامنشي در کاخهاي پرسپوليس و سنگ نگاره هاي شاهنشاهان ساساني همه حکايت از آن دارد.

 
به عقیده ی آریاییان، "فره وهرها" هر ساله در ماه فروردین به زمین آمده و برکات آسمانی با خود می آوردند، و روز سیزدهم فروردین دوباره به آسمان برمیگشتند، پس آریایی ها شبِ آخرین چهارشنبه ی سال را به بالای تپه ها رفته و با روشن کردن آتش مراسم باشکوهی را برگذار میکردند و به استقبال "فره وهرها" میرفتند (چهارشنبه سُهران)، سپس در روز سیزدهم فروردین برای بدرقه ی فره وهرها به دشتها رفته و جشن برپا میکردند (سیزده بدر).



اکنون که بطور خلاصه دانستیم "فره وهر" چیست، به توضیحات اندکی در مورد مفهوم این نشان ایرانی میپردازیم.



مفهوم نشان "فره وهر"
   
نکته بسيار شگفت انگيز درباره ی اين نشان ملي ما ايرانيان آن است که ذره ذره ی اين نشان داراي مفهوم و دانشي نهفته است. اينک به تشريح اين نشان ملي مي پردازيم : 


1 – چهر ی یک پیرمرد
قرار دادن چهره يک پيرمرد سالخورده در اين نگاره اشاره به شخص نيکوکار و يکتا پرستي دارد که رفتار و ظاهر مرتب وپسنديده اش سرمشق و الگوي ديگر مردمان بوده است و ديگران تجربيات وي را ارج مي نهادند. بنابراین قرار دادن چهره ی یک پیرمرد به عنوان سرِ نگاره نشان از خرد و تجربه ی پیرمرد دارد. 

2 – دست راست پیرمرد
دست راست نگاره به سوي آسمان دراز شده است که اشاره به ستايش و پرستش "دادار هستي اورمزد" خداي واحد ايرانيان دارد، که زرتشت در 4000 سال پيش آنرا به جهان هديه نمود، و عجیب آنجاست که پیش از زرتشت، آریاییان به وجود "فره وهر" (روح) و "اهورَ" (خدا) اعتقاد داشته اند.
   
3 – حلقه ای که در دست چپ پیرمرد است
چنبره اي (حلقه اي) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پيماني است که بين انسان و اهورامزدا بسته ميشود و انسان بايد خداي واحد را ستايش کند و هميشه در همه امور وي را ناظر بر کارهاي خود بداند . مورخين حلقه هاي ازدواجي که بين جوانان رد و بدل مي شود را برگرفته شده از همين چنبره ميدانند و آنرا يک سنت ايراني ميدانند که به جهان صادر شده است . زيرا زن و شوهر نيز با دادن چنبره (حلقه) به يکديگر پيماني را با هم امضا نموده اند که هميشه به يکديگر وفادار بمانند .
   
4 – بالهای نشان فره وهر
بالهاي کشيده شده در دو طرف نگاره اشاره به تنديس پرواز به سوي پيشرفت و ترقي در ميان انسانهاست و در نهايت امر رسيدن به اورمزد دادار هستي خداي واحد ايرانيان است .

  
5 – سه ردیف پر بر روی بالهای فره وهر
سه قسمتي که روي بالها به صورت طبقه بندي شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پير خرد و دانش جهان "اشو زرتشت" دارد  که بعدها به نشان اضافه شد. که بي شک ميتوان گفت تا ميليونها سال ديگر تا جهان در جهان باقي باشد اين سه فرمان پابرجاست و هميشه الگو و راهنماي مردمان جهان است . اين سه فرمان که روي بالهاي فروهر نقش بسته شده همان کردار نيک، گفتار نيک و پندار نيک ايرانيان است. بالهای "فره وهر" برای پرواز، پیشرفت و تعالی انسان به سوی اهورامزدا از این سه ردیف پر تشکیل شده و بالهای انسان تنها با حمایت این سه ردیف پر (کردارنیک، گفتارنیک، پندارنیک) توانایی پرواز و پیشرفت را دارد.
   
6 – حلقه ای که کمر پیرمرد را دربرگرفته است
در ميان کمر پيرمرد ايراني يک چنبره (حلقه) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به "دايره روزگار" و جهان هستي دارد که انسان در اين ميان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در ميان اين چنبره روزگار روشي را براي زندگي برگزينند که پس از مرگ روحشان شاد و قرين رحمت و آمرزش الهي قرار بگيرد .
   
7 – دو سر حلقه که به پایین آویزان گشته است
دو رشته از چنبره (حلقه) به راست (خیر) و چپ (شر) کشیده شده است که نشان از دو عنصر باستاني ايران دارد . يکي سوي راست و ديگري سوي چپ . نخست " سپنته مينو" که همان نيروي الهي اهورامزدا است و ديگري "انگره مينو" که نشان از نيروي شر و اهريمني است . انسان در ميان دو نيروي خير و شر قرار گرفته است که با کوچکترين لرزشي به تباهي کشيده مي شود و نابود خواهد شد . پس اگر از کردار نيک، گفتار نيک، پندار نيک پيروي کند هميشه نيروي سپنته مينو در کنار وي خواهد بود و او به کمال خواهد رسيد و هم در اين دنيا نيک زندگي خواهد کرد و هم در دنياي پسين روحش شاد و آمرزيده خواهد بود .
   
8 – قسمت دم که سه ردیف پر دارد
قسمت دم نیز همانند قسمت بالها به سه ردیف پر تقسیم شده. انتهاي لباس پيرمرد سالخورده باستاني ايران به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نيک، گفتار نيک و پندار نيک دارد. پس تنها و زيباترين راه و روش نيک زندگي کردن و به کمال رسيدن از ديد "اشو زرتشت" همين سه فرمان است. که ديده مي شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهاي زرتشت بوده است را براي خود برگزيده است و خرافات و عقايد پوچ را به دور ريخته است .

  

اين تنها گوشه اي از آثار نياکان گرامي ماست که امروز وظيفه ماست از آن پاسداري کنيم
 


برچسب‌ها: نشان فروهر, فـَرَه وَهَر
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

کوروش، نخستین کسی بود که به ارزش و جایگاه رهایی‌‌بخش پی برد و وارون بر پادشاهان خونریز و ویرانگر، روی نیک‌‌رفتار و سازندۀ فرمانروایی را بر جهانیان نمودار ساخت. این‌‌ها همه، در بنیان‌‌های اخلاقی و منش نیک خود کوروش ریشه داشت. او تنها و بنا بر یک حقۀ سیاسی از فرنام رهایی‌‌بخش بهره نبرد، بلکه به راستی چنین باوری دربارۀ خود داشت.

کوروش، شاهی جوانمرد و دوست‌‌داشتنی بود و آن اندازه هم هوشمند بود تا قلمرو میانی -ایران‌‌زمین- را یکپارچه نگاه دارد. او سیاستی را بنیان گذارد که این یکپارچگی و توانمندی را برای سده‌‌ها پایدار نگاهداشت. استوارترین برهان بر معنادار بودن این نام‌‌واژه (ایران‌‌زمین)، آنست که، همینکه پیوندهای دیرپا و یگانگی تیره‌‌های ایرانی بار دیگر پا گرفت، دیگر هیچگاه گسسته نشد و این خود همواره با گرایشی به یکپارچگی و آمیختگی‌‌های فرهنگی، زبانی و جمعیت‌‌شناختی همراه بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

روز هفتم آبان، روز کوروش بزرگ است. روز هفتم آبان روز منشور انسان و انسان سالاری و نفی بردگی از سوی ملت بزرگ ایران است.
کوروش بزرگ به نمایندگی از سوی ملت بزرگ ایران، در روزگاری منشور انسان و انسان سالاری و نفی بردگی را اعلام کرد که فخر مردمان و حاکمان دیگر، کشتار مردمان، ویرانی سرزمین ها و به بردگی کشاندن انسان ها بود:

مرد ناشایستی به نام [ نبونید] به فرمانروایی کشورش رسیده بود.
او آیینهای کهن را برانداخت و نادرستیها را جایگزین آنها کرد.
او کار ناشایست قربانیکردن [انسان] را رواج داد که پیش از آن نبود... هر روز کارهای ناپسندی میکرد. خشونت و بدکرداری
او کارهای... روزمره را دشوار ساخت.
او با وضع مقررات نامناسب در زندگی مردم دخالت میکرد.
او غم و اندوه در شهرها پراکند.
او مردم را به سختی گذران زندگی دچار کرد و هر روز به شیوهای مردمان شهر را آزار میداد.
او با کارهای زشت خودِ مردم را نابود میکرد... همهی مردم را.

از این‌رو، او کوروش را برانگیخت تا راه بابل در پیش گیرد... مردم بابل و سراسر سرزمین سومر و اکدو همهی فرمانروایان محلی، فرمان کورش را پذیرفتند و از پادشاهی او شادمان شدند و با چهرههای درخشان، او را بوسیدند.
مردم، مردی را شادباش گفتند که به یاری او از چنگال مرگ و غم رهایی یافتند و به زندگی بازگشتند.
همگی ایزدان او را ستودند و نامش را گرامی داشتند.

آنگاه که بدون جنگ و خونریزی وارد بابل شدم، همگی مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و سرزمین وارد آید.  من برای صلح کوشیدم...  من برده‌داری را برافکندم.
(از منشور انسان و انسان سالاری کوروش بزرگ)

http://1.bp.blogspot.com/-us3FjMQDkk4/T6ZJZHFhHlI/AAAAAAAAAIk/iiJyspyBMhQ/s1600/vatan-parastan.blogspot%28Cyrus+Tomb%29.jpg

تبریک به مناسبت این روز از یاد رفته ... !
تبریک به مناسبت گم شدن تاریخ پر افتخارمان ... !
تبریک به مناسبت ثبت نشدن این روز در تقویم ایران ... !
تبریک به مناسبت تروریست خواندن ایران و ایرانی در دنیا ... !
تبریک به مناسبت حذف نام غرورآفرین کورش بزرگ از کتاب مدارس ... !
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 


کوروش بزرگ یا کوروش کبیر معروف به کوروش دوم نخستین پادشاه و بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش بمدت سی سال، از سال ۵2۹ تا سال ۵5۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد.بخاطر بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراطوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون و گسترش تمدن، شناخته شده‌است.ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را، به منزله مسیح پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند.

میراث جهانی یونسکو :

مجموعه‌ای از آثار باستانی برجای ‌مانده از دوران هخامنشی است که در ۱۳۵ کیلومتری شمال شیراز در منطقهٔ پاسارگاد استان فارس واقع شده‌است.

این مجموعه دربرگیرندهٔ ساختمانهایی  چون کاخ دروازه، پل، کاخ بار عام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آب‌نماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، استحکامات دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، آرامگاه کوروش بزرگ، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است.

این مجموعه، پنجمین مجموعهٔ ثبت‌شده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که طی جلسه یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد به علت دارا بودن شاخص‌های فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید. هر اثر که در فهرست جهانی یونسکو جای می‌گیرد:طبق کنوانسیون میراث طبیعی و تاریخی باید از سوی کشور نگهدارندهٔ اثر مورد توجه ویژه قرار گیرد و انجام هرگونه اقدامی در به خطر افتادن آن ممنوع است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

علی کریمی یکی از پدیده‌های فوتبال کشور است. اما شهرت وی تنها به زمین فوتبال محدود نمی‌شود. درباره شخصیت ورزشی و اجتماعی علی کریمی نظر مهدی رستم‌پور را جویا شدیم.

از معدود نام‌هایی که پرسپولیسی‌ها و استقلالی‌ها بر سرش توافق دارند، علی کریمی است. در ورزشگاه‌ها هنگام بازی‌های لیگ یا ملی، بیش از همه تشویق می‌شود. در سایت‌ها و وبلاگ‌ها، در مقایسه با بقیه ورزشکاران ایران بیشترین توجه به اوست.

اقدامات و فعالیت‌های اجتماعی‌ علی کریمی، در سایت‌های عمومی مثل فیس بوک یا سایت بالا‌ترین، مورد اقبال گسترده کاربران قرار می‌گیرد. وقتی چند بازیکن تیم ملی تصمیم به استفاده از مچ بند سبز می‌گیرند، او بلند‌ترین نوارهای سبز را انتخاب می‌کند و به جای یک دست، دور هر دو دستش می‌پیچد.

کریمی برخلاف سایر چهره‌های مشهور فوتبالی، اهل حضور در برنامه‌های صداوسیما نیست. ضمن اینکه هیچ وقت در مصاحبه‌هایش از جمله‌های رایجی مثل «مردم خودشان همه چیز را می‌دانند» استفاده نمی‌کند. جمله‌ای که برخی چهره‌های فوتبالی تقریباً در تمام مصاحبه‌های خود بکار می‌برند.

کریمی هرگز درباره مسائل مالی مصاحبه نکرده. او حاضر نیست چک و سفته‌هایی که از تیم‌های باشگاهی گرفته اما وصول نشده‌اند را مقابل دوربین‌های تلویزیونی نمایش بدهد. بروز رفتارهای غیر متعارف و شنا کردن در جهت مخالف آب، از مشخصه‌های محمدعلی کریمی پاشاکی است.

به طور مثال، در شرایطی که برخی بازیکنان فصل استیل آذین همچنان پیگیر مطالبات خود از این باشگاه هستند، علی کریمی قبل از پایان فصل قبل، باقی مانده مبلغ قراردادش را بخشید. او گفت مسئولین باشگاه حق و حقوق من را در امور خیریه خرج کنند.

صاحب نظران عرصه ورزش بار‌ها یادآور شده‌اند که پهلوانی محدود به گود زورخانه نیست. یک ورزشکار مردم دار، الزاماً کشتی گیر یا باستانی کار نیست.

تعریف عام پهلوانی عبارت است از دستگیری از ضعیفان، کمک به همنوعان، کرنش نکردن در برابر قدرت و یکرنگی و صداقت در عملکرد و گفتار.

از این منظر، علی کریمی را می‌توان حائز مشخصه‌هایی دانست که او را به این صفت ستوده شده در فرهنگ ایرانیان نزدیک می‌کند.
در این گزارش به نمونه‌هایی از رفتارهای علی کریمی اشاره شده است. عملکردی که صرف نظر از رفتار پهلوانانه در فرهنگ ایران زمین، در عرف بین المللی نیز رفتار جوانمردانه یک سوپر استار، در خارج از محیط ورزش است.

برخی از فعالیت‌های انسان دوستانه این فوتبالیست محبوب ایرانی در زیر آمده است. اقداماتی که گاهی چندان عاری از خطر نیز نبوده‌اند......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

این آزمایش را «ران جونز» که یک نویسنده و آموزگار اهل پالو آلتو است، انجام داده است، در واقع عمده شهرت این شخص به خاطر همین آزمایش است که در سال ۱۹۶۷ به انجام رسید.

در آن سال ران جونز، آموزگار تاریخ دبیرستان «کلابرلی» در پالو آلتوی کالیفرنیا بود، یکی از کلاس‌های او، کلاس تاریخ معاصر برای دانش‌آموزان کلاس دوم دبیرستان بود.

در آوریل سال ۱۹۶۷، در هنگام تدریس، یکی از دانش‌آموزان دختر سؤالی از جونز پرسید، او پرسید که چگونه است که همه اقشار جامعه آلمان در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم، ادعا می‌کنند که در زمان هیتلر چیزی در مورد جنایات نازی‌های نمی‌دانستند، از معلم‌ها و روشنفکرها و پزشکان گرفته تا مهندسان و آدم‌های عادی در آلمان همگی می‌گویند که تنها، کاری را که به آنها محول شده بود، انجام می‌دادند و در اعمال جنایت‌کارانه سهیم نبوده‌اند. بالاخره آن ماشین عظیم جنگی به خودی خود و بدون نیروی مردم، نمی‌توانست وجود داشته باشد.

شاید بدانید که هیچ جامعه‌ای به اندازه جامعه آلمان در سال‌ها و دهه‌های پس از پایان جنگ جهانی دوم به دنبال یافتن پاسخی برای این سؤال نبوده است. نویسندگان و روشنفکرانی مثل هاینریش بل، گونتر گراس و اووه تیم در آثار خود بارها به این مسئله اشاره کرده‌اند و خواسته‌اند با روایت داستان آنچه بر آلمانی‌ها در دوره تسلط نازی‌ها رفت، تفسیر خود را از قضیه بیان کنند.

آقای جونز ترجیح داد که به صورت مستقیم و در قالب جملات و عباراتی کوتاه، به این سؤال پاسخ ندهد، او تصمیم گرفت که یک هفته در این مورد تفکر کند و با شیوه‌ای متفاوت و تأثیرگذار، پاسخگو باشد.

هفته بعد او کلاسش را با این مطلب شروع کرد که چقدر تبعیت از قوانین و منضبط بودن، زیباست، اینکه ورزشکاران چطور با تمرینات منظم، شکوه و زیبایی پیروزی را تجربه می‌کنند یا چگونه یک رقصنده باله یا نقاش، با شکیبایی و ممارست یک اثر زیبای هنری را روی صحنه یا بر روی بوم نقاشی، خلق می‌کنند.

در واقع آقای جونز تصمیم گرفته بود که به جای نظریه‌پردازی و بیان دلایلی که در ذهنش در مورد سؤال دختر دانش‌آموز بود، یک آزمایش عملی ترتیب بدهد، آزمایشی که در آن دانش‌آموزان بدون اینکه خود بدانند و از نیت آزمایش آگاه باشند، سوژه‌های آزمایش بودند!

برای همین جونز در کلاس گفت که برای بهبود سطح کلاس و کارایی دانش‌آموزان قصد دارد که جنبشی به نام موج سوم به راه بیندازد.

او شعاری برای جنبش خود دست و پا کرد: «با پایبندی به قوانین نیرومند شوید، از طریق جامعه قدرت کسب کنید، با اعمال خود و با کسب افتخار توانمند شوید.»....

نوشته شده توسط علیرضا مجیدی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

در گشت و گذارهای فیسبوکی به این اطلاعیه رسیدم که صدها لایک خورده بود و بیش از ششصدبار به اشتراک گذاشته شده بود:



نگاهی گذرا هم نشان می‌دهد که این حرف چقدر بی‌اساس است. کسی که این خبر را جعل کرده است آگاهانه اقدام به این کار کرده است او روی این که گروهی ناگهان رگ گردن‌شان قلمبه می‌شود و هزاران کلیک و لایک تقدیم او می‌کنند حساب باز کرده است. اما خیلی ساده با گذاشتن پنج دقیقه وقت می‌شود به جعلی بودن این خبر پی برد. کاری که متاسفانه انجام نمی‌شود.

تاریخی که برای عهدنامه ترکنجای نقل شده است ۲۳ آبان ۱۲۸۹ است یعنی زمان احمدشاه آخرین شاه قاجار. احمدشاه در سال ۱۲۸۸ جای پدر معزولش محمدعلی شاه به تخت نشست و بعد از کودتای ۱۲۹۹ از کشور خارج شد و در این سال‌ها نه جنگی با روسیه بود و نه معاهدی امضا شد.
اما عهدنامه‌ی ترکمن‌چای در ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ برابر ۱ اسفند ۱۲۰۶ خورشیدی پس از پایان جنگ ایران و روسیه در قفقاز جنوبی و آذربایجان بین روسیه و ایران امضا شد. یعنی ۸۳ سال قبل از تاریخ مورد نظر این متن. به عبارت دیگر اگر این عهدنامه صد ساله بود تاریخ انقضای آن می‌شود ۱۳۰۶ یعنی دو سال بعد از تاج‌گذاری رضا شاه و اگر قرار بود سرزمین‌های جدا شده به این بازگردانده شود باید در زمان رضا شاه صورت می‌گرفت نه حدود صد سال بعد در ۱۳۸۹!
خود ماجرای صد ساله بودن این عهدنامه هم جالب است. ظاهرا بعد از ماجرای هنگ کنک که در سال ۱۹۹۷ از مستعمرات انگلیس خارج و به چین بازگردانده شد و این به پیمانی نودونه ساله بازمی‌گشت کسی به ذهنش خطور کرده است که این موضوع را برای عهدنامه‌ی ترکمنچای بیان کند. اما آیا اساسا چنین چیزی در این عهدنامه آمده است؟ در هیچ سندی اشاره‌یی به تاریخ انقضای مفاد این عهدنامه نشده است. منبع موثقی برای اصل عهدنامه اکنون در اختیار من نیست اما در در منابع مختلف در اینترنت متن عهدنامه منتشر شده است برای نمونه می‌توانید اینجا مراجعه کنید. چکیده آن این است:

مفاد عهدنامه تركمنچای عبارت بود از: استرداد اسرای ايران، پرداخت غرامت جنگ به دولت روسيه، اجازه عبور و مرور كشتی‌های تجاری روس در دريای مازندران، حق قضاوت كنسولی به روسيه، تخليه تالش توسط سپاه ايران و واگذاری ايروان و نخجوان به ملكيت مطلقه روس، تأييد وليعهدی عباس ميرزا و به رسميت شناختن سلطنت ايران در صورتي که وليعهد به اين مقام برسد. مطابق ذيل اين عهدنامه، در صورت ارتکاب جرم توسط اتباع روس در ايران، دادگاه‌های ايران حق كوچكترين دخالتي را نداشتند (كاپيتولاسيون). از ديگر مفاد اين عهدنامه تحميل عهدنامه تجاری بر ايران بود كه طبق فصل اول آن «اتباع روس‌ در همه جای ايران مي‌توانند تجارت كنند و در صورت وفات، اموال منتقله و غيرمنتقله آن‌ها، بدون هيچ مانعی از احكام ولايات متعلق به دولت روس است».(امینی ، علیرضا؛ وحبيب الله ابوالحسن شیرازی، تحولات سیاسی اجتماعی ايران از قاجار تا رضاشاه (۱۲۹۰ هـق- ۱۳۲۰ هـش) ، تهران، نشر قوس، ۱۳۸۲.)

طرفه این که بعد از انقلاب ۱۹۱۷ ولادیمیر لنین برای اثبات حسن نیت خود نسبت به ملل ضعیف جهان الغای تمام امتیازات استعماری دولت تزاری پیشین را اعلام کرد. دولت صمصام السلطنه نیز از این فرصت استفاده کرد و در ۴ مرداد ۱۲۹۷ (۲۷ ژوئیه ۱۹۱۸) در مصوبه‌ای الغای قرارداد ترکمانچای و دیگر امتیازات واگذار شده به دولت روسیه تزاری را اعلام نمود که این اقدام شامل لغو امتیاز کاپیتولاسیون برای اتباع روسیه نیز می‌شد. دولت ایران چند روز بعد مصوبه‌ای برای لغو امتیاز کاپیتولاسیون برای کشورهای دیگر نیز صادر کرد چرا که چند کشور دیگر نیز پیش از این بر اساس قراردادهایی تحت عنوان دولت کامله الوداد از امتیاز کاپیتولاسیون مطابق قرار داد ترکمانچای برخوردار شده بودند. با لغو قرارداد ترکمانچای منطقا این بخش از این قراردادها نیز باید ملغی می‌شد. مصوبه دوم همانطور که انتظار می‌رفت توسط دولت بریتانیا رد شد. (انقلاب فراموش شده – فواد آرین پور ISBN 964-7790-57-0 صفحه ۴۶۸)

به عبارت دیگر عهدنامه گلستان ۱۲۰۶ بسته شده است یعنی ۱۸۴ سال پیش نه ۱۲۸۹ در ثانی در این عهدنامه ذکری به تاریخ انقضای آن نشده است و لنین هم این عهدنامه را ملغا اعلام کرد. تمام.


مطالعه بیشتر

* عهدنامه ترکمنچای ویکی‌پدیای فارسی
* متن کامل عهدنامه ترکمنچای ویکی‌پدیای فارسی


منبع: مصطفی عزیزی   http://mostafazizi.com/2012/09/10/turkmenchay

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

تو نمی‌دانی غریوِ یک عظمت
وقتی که در شکنجه‌ی یک شکست نمی‌نالد
                                                     چه کوهی‌ست!
تو نمی‌دانی نگاهِ بی‌مژه‌ی محکومِ یک اطمینان
وقتی که در چشمِ حاکمِ یک هراس خیره می‌شود
                                                             چه دریایی‌ست!

تو نمی‌دانی مُردن

وقتی که انسان مرگ را شکست داده است

                                                    چه زندگی‌ست!
تو نمی‌دانی زندگی چیست، فتح چیست
تو نمی‌دانی ارانی کیست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

مرد اونيه كه به خاطر ناموس مردم بجنگه نه با ناموس مردم



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

منشور کورش هخامنشی، کهن‌ترین بیانیه حقوق بشرِ شناخته شده جهان و سند سربلندی ایرانیان از همزیستی آشتی‌جویانه و گرامیداشتِ باورها و اندیشه‌های همه مردمان تابعه در هنگامه بنیادگذاری نخستین امپراطوری جهان است. دنیای باستان همواره از آتش جنگ‌ها و یورش‌های بی‌پایان در رنج بوده است و کشورهای آشتی‌جو نیز ناچار بوده‌اند تا برای رهایی مردمان خود از تاخت‌و‌تاز‌های همیشگی همسایگان ناآرام، به رویارویی و چیرگی بر آنان بپردازند. اما مهم این است که پیروزمندانِ میدان نبرد و چیره‌شدگان بر شهرها، چگونه با سپاه شکسته و مردم فرودست رفتار می‌کرده‌اند؟‌ تاریخنامه‌های بشری بازگوکننده رفتار نیک کورش بزرگ، پادشاه نیرومندترین کشور آنروز جهان، و کنش‌های ستیزنده دیگر فرمانروایان گیتی بوده است.

جهان امروز، نه با چشمداشت بر خاک سرزمین‌ها، که با تاختن بر اندیشه، باورها، غرور و هویت ملی مردمان، چیرگی بر آنان را در سر می‌پروراند. مردمانی که باورها و هویت ملی و تاریخی خود را به فراموشی سپارند؛ مردمانی که نیازمند دانش و فن‌آوری کشورهای دیگر باشند؛ شکست‌خوردگان جهان امروزند. پیشینیان ما گذشته‌ای سرافرازانه برای ما به ارمغان نهادند. ما برای فرزندان آینده خود چه دستاوردی داریم و برای شکسته نشدن در جهانِ سخت نامهربان امروز، چه راه‌هایی اندیشیده‌ایم؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

مطالب قدیمی‌تر