X
تبلیغات
کوروش کبیر

کوروش کبیر

اهورا مزدا ، اين سرزمين را ، اين مرز و بوم را ، از كينه ، از دشمن ، از دروغ ، از خشكسالي حفظ كند.

توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون 
می گزم لب که چرا گوش به نادان کردم

حافظ

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم 

در این سراب فنا چشمه ی حیات منم 

و گر به خشم روی آری صد هزار سال ز من 

به عاقبت به من آیی که منتهات منم

مولانا

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

اگر من آسمانی آرام بر فرازِ خویش گسترده ام و با پَرِ خویش در آسمانِ خویش پرواز کرده ام؛

اگر من بازی کنان در دوردستانِ ژرف و نورانی شنا کرده ام و خِرَد- پرنده یِ آزادی ام فراز آمده است؛

باری، خرد-پرنده چنین می گوید:«هان،نه فرازی در کار است و نه فرودی!خود را به پیرامون و بیرون و فراپُشت ییفکن،ای سبُک!بخوان!دیگر سخن مران!»


«مگر واژه ها را همه بهرِ سنگینان نساخته اند؟مگر واژه ها همه با سبُکان دروغ نمی گویند؟

بخوان!دیگر سخن مران!»

آه،چون منی چه گونه تواند برایِ جاودانگی شهوتمند نباشد.

 من عاشقِ تو ام،ای جاودانگی!

----

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

هر یک چندی یکی برآید که منمبا نعمت و با سیم و زر آید که منم
چون کارک او نظام گیرد روزی  ناگه اجل از کمین برآید که منم  

خیام

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 


فردوسی استاد بی همتای شعر و خرد پارسی و بزرگترین حماسه سرای جهان است. اهمیت فردوسی در آن است چه با آفریدن اثر همیشه جاوید خود، نه تنها زبان ، بلکه کل فرهنگ و تاریخ و در یک سخن ، همه اسناد اصالت اقوام ایرانی را جاودانگی بخشید و خود نیز برآنچه که میکرد و برعظمت آن ، آگاه بود و می دانست که با زنده نگه داشتن زبان ویژه یک ملت ، در واقع آن ملت را زندگی و جاودانگی بخشیده است .

فایل صوتی متن کامل شاهنامه فردوسی بزرگ با صدای زیبای اسماعیل قادر پناه. 

سعی کنید هر وقت فرصت کردید به بخشی از آن گوش کنید تا خرد ایرانی، 

در شکوهمندترین شکل آن، به قلب شما راه پیدا کند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

Galiliee
, Galileo, son of the late Vincenzio Gaillei of Florence, seventy years of age, arraigned personally for judgment, kneeling before you Most Eminent and Most Reverend Cardinals Inquisitors- General against heretical depravity in all of Christendom, having before my eyes and touching with my hands the Holy Gospels, swear that I have always believed, I believe now, and with God’s help I will believe in the future all that the Holy Catholic and Apostolic Church holds, preaches, and teaches. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 


 
داوری درباره كوروش بزرگ موضوعی است كه همواره پس از به پایان بردن سخن از زندگی آن رادمرد، به میان می آید و بیشتر كسانی كه در مورد آن سردار نامور پارسی مطالبی نوشته اند، از ستایش او خودداری نكرده اند، اما در اینجا ما فقط به طور چکیده به نوشته های برخی از نویسندگان نامی غیر ایرانی اشاره می کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

برادران آیا من سنگدل ام ؟ باری من می گویم : هرچه را که افتادنی ست می باید بیشتر زور داد! هر چه امروزین است می افتد و بر می افتد ! چه کس می خواهد آن را نگاه دارد ؟ باری من - می خواهم آن را بیشتر زور دهم ! می شناسید شهوتی را که سنگ را به ژرفناهای تند شیب فرو می غلتاند ؟ بنگرید این انسان های امروزین را که چه گونه به ژرفناهای من فرو می غلتاند ؟ برادران من پیش درامد بازیگرانی بهترام یک سر مشق از سرمشق من پیروی کنید ! و به آن کس که پرواز نمی آموزید تندتر افتادن آموزید! .  چنین گفت زرتشت 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

ما را به رندی افسانه کردند...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

«هیچ تمدنی به وسیله بیگانگان از بیرون فتح نمی‌شود
 مگر آنکه ابتدا خود را از درون تخریب کرده باشد.»
ویل دورانت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

امپراتوری ایران یكی از اسرارآمیزترین تمدن های مهم جهان باستان به شمار می رود. این امپراتوری توسط كوروش كبیر، پادشاه هخامنشی بنا شد .

مستندی بی نظیر از این تمدن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

کودک بودن آن است که از کدویی کالسکه ی زرین پدید آورند

و موشها را به اسبها

و پستی ها را به بلندی

و نیستی را به هستی بدل کنند.

کودک بودن زندگی کردن در پوست فندق

و خود را شهریار فضای بی پایان دانستن است.

کودک بودن یعنی جهانی را در یک دانه شن دیدن،

بهشت را در یک گل وحشی مشاهده کردن،

بی نهایت را در کف دست نگه داشتن،

و ابدیت را در یک ساعت به زنجیر کشیدن.

«فرانسیس تامپسن-در قلمرو زرین،40،حسین الهی قمشه ای»

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 


راز نیک بختی من : یک آری ، یک نه ، خطی مستقیم ، یک هدف ...

١- ...در باد تُف مکنید!

 2-تو باید بر خود و فضیلت هایت مسلّط باشی...

 3-پوینده ی راه شناخت باید بیاموزد که کوه هایی پدید آورد! آیا می دانستید که تنها جا به جا کردن کوه ها کاری اندک است؟

«چنین گفت زرتشت-بخش دوّم»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

نمونه ی بسیار نیکو از این دسته آوندهای یافته شده در همدان از دوران باشکوه هخامنشی، همانا جام با سنگنبشته ای به نام داریوش بزرگ از سده ی پنج پیش از زایش است. دگر نمونه ی بسیار زیبا از این گونه آوندها، جام زرین خشایارشاه، با سنگ نبشته ای با دبیره میخی پارسی باستان، ایلامی، بابلی نو، که بر روی آن نوشته ی "خشایار شا شاه بزرگ" کنده شده است.
این جام در میان سال های (465 - 486) پیش از زایش ساخته شده است. پهنای جام زرین خشایارشاه، 20.5 سانتی متر و بلندی آن، 12.35 سانتی متر و وسنگینی آن 1407 گرم است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

«چرا چنین سخت؟»-زغال سنگ روزی به الماس چنین گفت-«مگر ما خویشانِ نزدیک نیستیم؟»

چرا چنین نرم؟برادران،من از شما چنین می پرسم:مگر شما برادرانِ من نیستید؟

چرا چنین نرم؟چنین سست و تسلیم؟چرا ردّ و انکار در دل هایِ شما چنین بسیار است؟چرا سرنوشت در نگاه هایِ شما چنین کم؟

و اگر نخواهید سرنوشت باشید و سرسخت،چه گونه توانید همپایِ من فتح کرد؟

و اگر سختیِ شما نخواهد برق زند و بدرّد و ببُرَد،چه گونه توانید روزی همپایِ من آفرید؟

زیرا آفرینندگان سخت اند. و سعادت در نظر شما این باد که هزاره ها را چنان در چنگ بفشارید که موم را.

سعادت نگاشتنِ خواستِ هزاره هاست؛نگاشتنی همچون نگاشتن بر مفرغ،بر سخت تر از مفرغ،بر اصیل تر از مفرغ.تنها اصیل ترینان یکپارچه سخت اند.

برادران،من این لوحِ نو را بر فرازِ شما می نهم:سخت شوید!

«نیچه-چنین گفت زرتشت،بخش سوم،«درباره ی لوح های نو و کُهن»،29-ترجمه ی داریوش آشوری»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 


بی گمان سال 1302 خورشیدی، سالی فراموش نشدنی برای شیفتگان دودمان پر شکوه هخامنشی و به ویژه داریوش بزرگ است.
در این سال، به هنگامی که چند کارگر ساختمان به بازسازی خانه ای در بخشی از همدان که "سر قلعه" نامیده می شود می پرداختند، به ناگهان دو پَلمَه (به تازی "لوحه") برخوردند، که یکی زرین و دیگری سیمین بود. هر دو پَلمَه به یک اندازه (به گونه ی چهارگوش 19 × 18.8 سانتی متر) هستند و بر روی هر یک از آنها نبشته ای به دبیره ی میخی و به سه زبان، پارسی باستان، ایلامی و بابلی نگاشته شده بود..
هر دو پَلمَه به یک اندازه (به گونه ی چهارگوش 19 × 18.8 سانتی متر) هستند و بر روی هر یک از آنها نبشته ای به دبیره ی میخی و به سه زبان، پارسی باستان، ایلامی و بابلی نگاشته شده بود.
بر روی این پَلمَه ها چنین نگاشته اند:
داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه دَه یوها (کشورها)، پسر ویشتاسپ، هخامنشی. داریوش شاه چنین گوید: این پادشاهی که از آن ِمن است، از سکاها، آن سوی سغد، از آنجا تا به کوشان، از هند، (و) از آنجا تا به اسپارت،اهورا مزدا بزرگتر بغ، به من ارزانی بداد. اهورا مزدا مرا و خانواده ی شاهی مرا نگاهبانی کند

English translation:
Darius the Great King: King of Kings, King of countries, son of Hystaspes, an Achaemenian.
Darius, the King says. This is the kingdom which I hold, from the Seythians who are beyond Sogdiana, thence unto Kushan Empire, from Indus, thence unto Sardis - which Ahura Mazda the greatest of the Gods has given me. Me and my Royal family may Ahura Mazda protect

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

شما آن گاه که آرزومند اوج گرفتن اید، روی به بالا دارید؛ و من روی به پایین، زیرا که اوج گرفته ام!

چه کسی در میان شما هم خندیدن تواند و هم اوج گرفتن؟

آن که بر فراز بلندترین کوه رفته باشد، خنده می زند بر همه نمایش های غمناک و جدی بودن های غمناک.

...

ما را چه نسبت است با غنچه ای که از نشستن ژاله ای بر تن اش بر خویش می لرزد؟

درست است که ما عاشق زندگی هستیم، اما نه آز آن رو که بدان خو کرده ایم، بل از آن رو که خو کرده ی عشق ایم.

عشق هیچ گاه بی بهره از جنون نیست. اما جنون نیز هیچ گاه بی بهره از خرد نیست.

و نیز به گمان من که اهل زندگی ام، پروانه ها و حباب های صابون و هر آن چه در میان آدمیان از جنس آن هاست با شادکامی از همه آشناترند.

دیدار پرواز این روانک های سبک بال دیوانه وار نازک تن پر جنبش زرتشت را به گریستن و نغمه سرایی می انگیزد.

تنها بدان خدایی ایمان دارم که رقص بداند.
و چون ابلیس ام را دیدم ، او را جدی و کامل و ژرف و با وقار یافتم. او جان سنگینی بودو از راه اوست که همه چیز فرو می افتد.

با خنده می کشند نه با خشم! خیز تا جان سنگینی را بکشیم!

چون راه رفتن آموختم، به دویدن پرداختم، چون پرواز کردن آموختم، دیگر برای جنبیدن نیاز به هیچ فشاری ندارم.

اکنون سبک بارم؛ اکنون در پرواز؛ اکنون می بینم خویشتن را در زیر پای خویش، اکنون خدایی در من رقصان است.

...

                                                                 نیچه ، چنین گفت زرتشت، ترجمه داریوش آشوری

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

در همدان پلمه ی دیگری که زرین است یافت شده است که به نام داریوش دوم است و به سه دبیره ی پارسی باستان، ایلامی و بابلی نگاشته شده است.
این پلمه اندکی پهن تر و کوتاه تر (20.5 × 18.5) از پلمه های داریوش بزرگ است و میان سال های 404 - 423 پیش از زایش آفریده شده است.
نوشتار نگاشته شده بر روی پلمه ی داریوش دوم نزدیک به دو برابر پلمه ی یافته شده ی داریوش بزرگ در همدان است.
بر روی این پلمه چنین نگاشته شده است:
آفریدگار بزرگی است اهورا مزدا که این زمین را بیافرید، که آن آسمان را بیافرید، که مردم را بیافرید، که به مردم شادی بداد، که داریوش را شاه بکرد، یگانه پادشاه از میان شاهان بسیار و یگانه فرمانروا از میان فرمانروایان بسیار. من (هستم) داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهایی که مردمانی بسیار دارد، شاه این سرزمین بزرگ دور دست پهناور، پور اردشیر شاه، اردشیر پور خشایار شا شاه، خشایارشا پور داریوش شاه هخامنشی.
داریوش شاه گوید: اهورا مزدا این کشور را به من بخشید، از مهر اهورا مزدا (بُوَد که) شاه این بوم هستم، اهورا مزدا مرا و خانه ی مرا و شهنشاهی ای را که به من ارزانی داشته را نگاهبانی کند.
وحید ایرانی
English translation:
A Great God (is) Ahura Mazda, who created this Earth, that Heaven, who created Man, who created happiness for Man, who made Darius King, the sole King of many Kings. The one Commander of many Commanders.
I (am) Darius the Great King, the King of Kings, the King of Countries having all (kind) of Human beings, the King in this Great Earth far and wide, the son of Artaxerxes the King, Artaxerxes son of Xerxes the King, Xerxes the King son of Darius the King, An Achaemenian. Darius the King says: Ahura Mazda bestowed the Kingdom on me, By the favour of Ahura Mazda I am the King in this Earth. May Ahura Mazda preserve me and the Kingdom which He has given me, and my Royal family.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

نماد كشور هلند آسباد بادي و لاله است و همين امر موجب شده همگان باور داشته باشند استفاده از نيروي باد براي ايجاد نيرويي كه سنگ‌هاي سنگين آسياب را به حركت درآورد، حاصل ابتكار هلندي‌ها در 350 سال پيش است. حتا ما ايراني‌‌ها نيز اين باور غلط را پذيرفته‌ايم و نمي‌دانيم كه دست‌كم از 2800 سال پيش، استفاده از آسياب‌هاي بادي در فلات ايران مرسوم بوده است.

اصولا واژه‌هاي مركب دس‌ آس و آسياب (آس-ي-آب) مي‌بايد نشان دهد كه ذهنيت‌ها در اين باره ابتدايي است. ابتدا نگاهي به واژه‌هاي آس و آسياب در لغت‌نامه عميد مي‌اندازيم:
«آس-در سنگ گردو مسطح بر هم نهاده، و سنگ زيرين در ميان ميله‌ي آهنين و جز آن، از سوراخ ميان سنگ زيرين درگذشته و سنگ فوقاني به قوت دست آدمي يا ستور يا باد، يا آب و برق و بخار چرخد، و حبوب و جز آن را خرد كند و آرد سازد.»
«آسياب (واژه پهلوي) به آس+آب، آسي كه به قوت آب گردد»
با اين تعريف، مشخص است كه حتا به كار بردن اصطلاح آسياب بادي براي آس‌هايي كه با نيروي باد كار مي‌كنند، يك اشتباه است و بايد به جاي آن از اسم مركب «آسباد» استفاده شود.
باتوجه اين واقعيت‌ها آيا بايد انتظار داشت ايراني‌ها بدانند خاستگاه آسبادها فلات ايران بوده، نه هلند؟
با همه‌‌ي اين بي‌توجهي‌ها و غفلت‌ها، گروهي از پژوهشگران توانسته‌اند ثابت كنند كه خاستگاه آسبادها ايران بوده و با توجه به كشفياتي كه انجام داده‌اند، ‌قصد بر اين است.

ايران به عنوان خواستگاه آسبادها در فهرست ميراث تاريخي يونسكو
يكي از پژوهشگران حميد شاهين پور، پژوهشگر و مدرس دانشگاه صنعتي شريف است كه با مقاله‌اي درباره آسبادهاي ايران نوشته است و توجه مسؤلان را براي ثبت اين فناوري در يونسكو جلب كرده است. 
وي به خبرگزاري ميراث فرهنگي گفته است: «چندي پيش مقاله‌اي تحت عنوان استفاده از انرژي‌هاي تجديد‌پذير بومي ‌در منطقه خاوري ايران نوشتم كه مورد توجه مهندس سيد محمد بهشتي، رييس پژوهشكده ميراث فرهنگي قرار گرفت. بهشتي كه به اهميت ثبت آسياب‌هاي بادي آگاه بود تصميم گرفت بحث ثبت آن را در فهرست ميراث طبيعي يونسكو پيگيري كند.»
محيط طباطبايي، قائم مقام رئيس پژوهشگاه ميراث فرهنگي معتقد است كه آسباد‌هاي بايد در فهرست ميراث معنوي يونسكو ثبت شود. زيرا آسبادها جزو فناوري‌هاي سنتي هستند. 
شاهين‌پور معتقد است كه حتا هلند كه به كشور آسياب‌هاي بادي معروف است اين فناوري سنتي را طي جنگ‌هاي صليبي از سيستان ايران گرفته است. سيستان نخستين خاستگاه آسياب‌هاي بادي در ايران است. ايران با داشتن 2000 آسباد و آسياب اولين كشور دارنده آسياب‌هاي بادي هم هست.
« از نظر تكنيكي هم آسباد‌ها به جهت اين‌كه محور عمودي دارند و باد را عمودي به سنگ آسياب منتقل مي‌كنند مورد توجه هستند. آسباد‌هاي هلند محور افقي دارند و بعد از دريافت باد، بايد آن را بار ديگر به محور عمودي تبديل كنند.
قدمت آسباد‌هاي ايران به 2800 سال پيش مي‌رسد در حالي كه آسباد‌هاي بادي هلند تنها 350 سال قدمت دارند.
بايد دانست كه در كاوش‌هاي باستان‌شناسي در شهر سوخته، محوطه‌هاي زاهدان كهنه، تپه دهانه غلامان، شهر زرنج و آتشكده كركوي، سنگ‌هاي آسياب دستي زيادي به‌دست آمده است.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

ماندان یا ماندانا در لغت به معنی شاه بوی عنبر سیاه، دختر آژی دهاک آخرین پادشاه ماد که همسر کمبوجیه پدر کوروش شد و از این وصلت کوروش متولد گردید.

او در تربیت و نیز انتقال قدرت به کوروش سهم بسیار موثری داشت. 
ماندان اولین مدرسه جمعی که در آن برگزیدگانی از پسران بودند بنیان مینهد که خود شخصا به دانش آموزان این مدرسه درس حقوق وقانون را می آموخت و به کوروش می آموخت که باید پایه و اساس ظلم و بیدادی را ویران نماید و در هر حال یار و همیار زیردستان باشد. در این مدرسه فنون سوارکاری و تیراندازی و نبرد نیز آموزش داده میشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

01. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر

02. قبل از جواب دادن فکر کن

03. هیچکس را تمسخر مکن

04. نه به راست و نه به دروغ قسم مخور

05. خود برای خود، زن انتخاب کن

06. به شرر و دشمنی کسی راضی مشو

07. تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما

08. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی

09. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش

10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی

11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی

12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی

13. با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی

14. راستگو باش تا استقامت داشته باشی

15. متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی

16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی

17. معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی

18. دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی

19. مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی

20. سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی

21. روح خود را به خشم و کین آلوده مساز

22. هرگز ترشرو و بدخو مباش

23. در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند

24. اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده

25. دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین

26. چالاک باش تا هوشیار باشی

27. سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی

28. اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری

29. با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد

30. مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند


+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

آلبر شاندور 

شاهنشاهی ایران که پایه گذار او کورش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشنونت پی ریزی نشد . بلکه عکس آن صادق است زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

سی. ای. آی. اس. (لندن) - آبگيری سد سيمره بخش مهمی از تاريخ غرب ايران را با خود به زير آب خواهد برد. اين گفته باستانشناسی است كه نگرانی خود را از زير آب رفتن آثار غرب ايران بيان میكند.

Samire_Dam_discovery6.jpg


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

میانوس مارسلینوس مورخ رومی

شاهنشاه اردشیر دراز دست ( 465-424 پیش از میلاد ) پادشاه توانمندی بود که ما به او لقب مرد بلند را دادیم ( لانگ من ) . وی کوشید تا قوانینی که در آن روزگار رایج بود مانند دست بریدن و گوش بریدن و دست بریدن گناهکاران را از میان ببرد و به جای آن قوانین مجازات انساندوستانه را جایگزینش کند . این کار وی بی سابقه بود ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

در ژاپن اتفاقی بسیار مهیب و مصیبتی وحشتناك اتفاق میافتد و میلیارد ها دلار خسارات و هزاران نفر كشته و زخمی میدهد،اما واكنش و رفتار عمومی به این فاجعه در جامعه ژاپن بسیار درس اموز و در واقع یك كلاس آموزشی عملی رفتارهای انسانی در برابر دنیا قرار میگیرد.
۱) آرامش
حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سروصورت دیده نشد. میزان تاثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.
۲) وقار
صفوف منظم برای آب و غذا. بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.
۳) توانمندی
بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوریکه ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند ولی فرو نمی ریختند.
۴) رحم و شفقت
مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.
۵) نظم
غارتگری دیده نشد. زورگویی یا ازدست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.
۶) ایثار
پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.
۷) مهربانی
رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری فراوان از افراد ناتوان.
8) آموزش
از بچه تا پیر همه دقیقا میدانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را کردند.
۹) وسایل ارتباط جمعی
در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارشات مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشات آرامبخش.
۱۰) وجدان
هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 



هر  که  دلارام  دید  از  دلش  آرام  رفت                چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت

یاد  تو می‌رفت  و ما عاشق و بی ‌دل بدیم                پرده   برانداختی   کار   به   اتمام   رفت
ماه نتابد به روز چیست  که در خانه تافت                سرو نروید  به بام  کیست که بر بام رفت
مشعله‌ای  برفروخت پرتو خورشید عشق                خرمن  خاصان  بسوخت خانگه عام رفت
عارف  مجموع  را  در  پس  دیوار  صبر                طاقت  صبرش  نبود  ننگ  شد و نام رفت
گر به همه عمر خویش با  تو برآرم دمی                 حاصل  عمر  آن  دمست  باقی  ایام  رفت
هر  که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت                 آخر عمر از  جهان  چون  برود خام رفت
ما  قدم  از  سر  کنیم   در  طلب  دوستان                راه  به جایی  نبرد  هر  که  به  اقدام رفت
همت  سعدی به  عشق  میل  نکردی ولی                می چو  فروشد  به کام عقل به ناکام رفت
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم فروردین 1390ساعت   توسط مهدی هاشمی  | 

مطالب قدیمی‌تر