Cyrus-Tomb_North

نام پاسارگاد معنی ساده ای دارد ولی ایرانشناسان نتوانسته اند این نام ساده را معنی کنند و برایش معنی غیر منطقی پشت کوه ارکادی را مطرح نموده اند. در زبان فارسی کلمه پاسار بر جای نماده است. ولی در زبان ترکی آذری که جانشین زبانهای پهلوی و زبان اوستایی مغان سئورومتی/مادی دشت مغان گردیده است تک و توک لغات ناب پهلوی یافت میشود که در زبان فارسی فراموش شده اند، از این جمله اند کلمات “پیئ سر”(پشت گردن) و “پَ سَر” سقف و پشت بام. و این کلمه آذری اخیر خود معنی نام پاسارگاد را در معنی منطقه پشتی و کناری یعنی مترادف “پارس” عیان می سازد. ظاهراً کلمه ماد در رابطه با همین معنی پارس  و پاسارگاد  به معنی سرزمین میانی گرفته میشده است ولی نظر به نام آریزانتیان (قبیله اشراف و نجبا= آریائیان) که هرودوت برای مادهای حکومتی آورده، کلمه ماد در اصل نام قبیله بوده و به معنی سانسکریتی آن یعنی نجبا گرفته میشده است. ظاهراً نام پارس  در رابطه با پاسارگاد در آغاز اختصاص به ناحیه قبیله حکومتی پارسها داشته و  نام فراگیر قبایل پارسی نبوده است. هرودوت نام فراگیر و عمومی قبایل پارسی را ارتیان یعنی پاکان و نجبا آورده که به همان معنی آریایی است. مکان نشو و نما و گسترش آریائیان بنا به اوستا “خونیرث”(سرزمین ارابه های خوب) و بنا به وداها “آریاورته”(سرزمین گردونه خوب) که مترادف با هم نشانگر نام ناحیه پارت (پرتو، سرزمین راه و گذرگاهی) یا همان خراسان(خو-رث-ان) یعنی سرزمین راهها و ارابه های خوب می باشد. در ریگ ودا در مورد آریاورته آمده که “در آن صد زمستان و صد خزان روی داده است” که لابد این موضوع اشاره به کویرهای لوت و نمک و صحراهای  ترکستان و ترکمنستان کنونی در اطراف خراسان بزرگ است. هنوز در کتیبه های بابلی کهن نام این سرزمین مشخص نشده است؛ گرچه در تورات در رابطه با نخستین فرمانروایان و رؤسای قبایل از هارّان (سرزمین راه) در کنار لوت (سرزمین بدون پوشش گیاهی) نام برده شده است که باید همان نام بابلی خراسان قدیم بوده باشد. معهذا نام پارس در معنی سکایی آن یعنی  پلنگ/یوزپلنگ (سگ بالدار) که از سکاها در زبان ترکی به یادگار مانده است به عنوان نام توتم و خدای قبیله ای پارسها نامی فراگیر بر قبایل پارسی بوده است که هرودوت و کتسیاس هم از آن غافل مانده اند. چه در فلات ایران باستان پرنده ای نیمه شیر-نیمه عقابی به نام سومری آنزو(پرنده حکمت و ایزد بادها) پرستش میشده است که نزد آریائیان سیمرغ ( سئن مرغو) و ساسه نامیده شده و از اشکال اهورامزدا به شمار رفته است. بابلی ها مکان سیمرغ را قله کارنئول(بزکوهی)ی کوه زابو(زاگروس) آورده و ایرانیان بعدا مکان وی را کوههای البرز و اوپائیری سئن(قله سیمرغ، کوه بابای افغانستان) دانسته اند. در اوستا این ایزد کهن قبیله ای پارسها سوای سیمرغ تحت نامهای تخموروپه(سگبالدار نیرومند) و تهمورث (پهلوان سرزمین ارابه) یاد شده است.